الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
390
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
اوقات با عمر درازى كه يافته در اصفهان درگذشته است . شاه فتح اللّه لارى در آغاز ، منصب داورى شهر لار از شهرهاى شيراز را به عهده داشت ؛ سپس شاه سليمان صفوى او را با توجه به مقدمهاى كه شرح آن طولانى است به اصفهان طلبيد و روزگار درازى در اصفهان زيست كرد سپس استعفاى خود را به اطلاع شاه رسانيد و به داورى شيراز نامزد شد ليكن مقدمات آن براى وى حاصل نشد و به شيراز هم نرفت تا در سال 1098 ه . ق در اصفهان درگذشت و حكايت حال او طولانى است . شاه فتح اللّه ، از دانش و فضيلت برخوردار بوده و مهارت تمامى در فن بديع و نامهنگارى پارسى و تازى داشته . از تأليفات او كتابى تاريخى است كه به پارسى و با قلم منشيانه در اواخر عمرش تأليف كرده و رسالهاى در فن بديع تأليف كرده كه از ارزندگى ويژه برخوردار بوده و در اصفهان به تدوين آن اقدام نموده است و رسالهء مبسوطى در امامت تأليف نموده . در اين رساله ، مناظراتى را كه ميان او و ملا عبد الرحيم لارى صحّاف ، كه در مدينه منوّره مجاور بوده و به تدريس مىپرداخته ، اتفاق افتاده نگارش داده است . حكايت حال او با ملاى مزبور خالى از اهميت نبوده و ما به مناسبت اينكه حكايت مزبور طولانى است از شرح آن خوددارى كردهايم . شاه فتح اللّه اين رساله را در اواسط حالش كه عازم مكه مكرمه بوده است تأليف نموده است ، گويند شاه فتح اللّه از علوم غريبه از قبيل سحر و وفق و اعداد و امثال اينها برخوردارى كاملى داشته است ليكن صحت اين نسبت از نظر من ثابت نشده است و همين نسبت بوده كه دست او را از دنيا كوتاه كرده و نتوانسته هزينه زندگى خود را تهيه نمايد . . مولى شاه فضل اللّه كاشانى فاضلى عالم بوده مراتب علمى را از عمويش ملا محمد محسن كاشانى فراگرفته و با رويهء حكمت و تصوف و ديگر مزايايى كه ملا محسن داشته مخالفت مىكرده و به ردّ آنها مىپرداخته و از تأليفات او كتاب ردّ الوافى است كه در چهارده مجلد به عدد